دمادم بلند است سوت قطار
در اين ايستگاه مسافربري

همه رفتني هاي صف بسته ايم
تو خواه اولي باش، خواه آخري...


شاعر؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب ...
بازديد : | تاريخ : ۱۱ دى ۱۳۴۸ | ۰۲:۰۰:۴۲ | نویسنده : مدير سايت | نظرات (6)

حالا كه رفته اي،
پرنده اي آمدست، در حوالي همين باغِ رو به رو

هيچ نمي خواند،
فقط مي گويد:

كـــو كـــو؟!


محمدرضا عبدالملكيان



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب ...
بازديد : | تاريخ : ۱۱ دى ۱۳۴۸ | ۰۲:۰۰:۴۲ | نویسنده : مدير سايت | نظرات (6)

 و مرگ
 مرگ دشوار نبود
وسيع بود مثال خورشيد كه بر زمين
 و مي نواخت مرگ
مثال باران كه بر كوير
و مرگ لالايي مي گفت

 همتاي مادربزرگ كه لالاييش
 كه تنها نجواي مه گرفته ي لالاييش

در پشت پرچين خاطرات
 باور هر چيز خوب را ،
هر چيز پاك را
در من زنده نگاه مي داشت
...


ساناز كريمي


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب ...
بازديد : | تاريخ : ۱۱ دى ۱۳۴۸ | ۰۲:۰۰:۴۲ | نویسنده : مدير سايت | نظرات (6)

آن صبح كه بر پنجره زد، صبح نبود
وان پنجره رخ به روشنائي نگشود

هم چشم به در ماند و كس از ره نرسيد
هم دل به طلب رفت و كس او را نربود...

محمد علي اسلامي ندوشن


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب ...
بازديد : | تاريخ : ۱۱ دى ۱۳۴۸ | ۰۲:۰۰:۴۲ | نویسنده : مدير سايت | نظرات (7)
مي توان آيا به دريا حكم كرد
كه دلت را يادي از ساحل مباد؟ 

موج را آيا توان فرمود: "ايست"؟
باد را فرمود: "بايد ايستاد"؟


قيصر امين پور


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب ...
بازديد : | تاريخ : ۱۱ دى ۱۳۴۸ | ۰۲:۰۰:۴۲ | نویسنده : مدير سايت | نظرات (6)